تبلیغات
downloader3116

کتاب صوتی فارسی شکر است

محمد علی جمالزاده صوتی فارسی شکر است
نوشته محمد علی جمالزاده

هیچ جای دنیا تر و خشك را مثل ایران با هم نمی‌سوزانند. پس از پنج سال در به دری و خون جگری هنوز چشمم از بالای صفحه‌ی كشتی به خاك پاك ایران نیفتاده بود كه آواز گیلكی كرجی بان‌های انزلی به گوشم رسید كه «بالام جان، بالام جان» خوانان مثل مورچه‌هایی كه دور ملخ مرده‌ای را بگیرند دور كشتی را گرفته و بلای جان مسافرین شدند و ریش هر مسافری به چنگ چند پاروزن و كرجی بان و حمال افتاد. ولی میان مسافرین كار من دیگر از همه زارتر بود چون سایرین عموما كاسب‌كارهای لباده دراز و كلاه كوتاه باكو و رشت بودند كه به زور چماق و واحد یموت هم بند كیسه‌شان باز نمی‌شود و جان به عزرائیل می‌دهند و رنگ پولشان را كسی نمی‌بیند. ولی من بخت برگشته‌ی مادر مرده مجال نشده بود كلاه لگنی فرنگیم را كه از همان فرنگستان سرم مانده بود عوض كنم و یاروها ما را پسر حاجی و لقمه‌ی چربی فرض كرده و «صاحب، صاحب» گویان دورمان كردند و هر تكه از اسباب‌هایمان مایه‌النزاع ده راس حمال و پانزده نفر كرجی بان بی‌انصاف شد و جیغ و داد و فریادی بلند و قشقره‌ای برپا گردید كه آن سرش پیدا نبود.

صوتی ( ) از محمد علی جمالزاده >>>


خداوند هیچ كافری را گیر قوم فراش نیندازد! دیگر پیرت می‌داند كه این پدر آمرزیده‌ها در یك آب خوردن چه بر سر ما آوردند. تنها چیزی كه توانستیم از دستشان سالم بیرون بیاوریم یكی كلاه فرنگیمان بود و دیگری ایمانمان كه معلوم شد به هیچ كدام احتیاجی نداشتند. والا جیب و بغل و سوراخی نماند كه آن را در یك طرفة‌العین خالی نكرده باشند و همین كه دیدند دیگر كما هو حقه به تكالیف دیوانی خود عمل نموده‌اند ما را در همان پشت گمرك‌خانه‌ی ساحل انزلی تو یك هولدونی تاریكی انداختند كه شب اول قبر پیشش روشن بود و یك فوج عنكبوت بر در و دیوارش پرده‌داری داشت و در را از پشت بستند و رفتند و ما را به خدا سپردند. من در بین راه تا وقتی كه با كرجی از كشتی به ساحل می‌آمدیم از صحبت مردم و كرجی‌بانها جسته جسته دستگیرم شده بود كه باز در تهران كلاه شاه و مجلس تو هم رفته و بگیر و ببند از نو شروع شده و حكم مخصوص از مركز صادر شده كه در تردد مسافرین توجه مخصوص نمایند و معلوم شد كه تمام این گیر و بست‌ها از آن بابت است. مخصوصا كه مامور فوق‌العاده‌ای هم كه همان روز صبح برای این كار از رشت رسیده بود محض اظهار حسن خدمت و لیاقت و كاردانی دیگر تر و خشك را با هم می‌سوزاند و مثل سگ هار به جان مردم بی‌پناه افتاده و درضمن هم پا تو كفش حاكم بیچاره كرده و زمینه‌ی حكومت انزلی را برای خود حاضر می‌كرد و شرح خدمات وی دیگر از صبح آن روز یك دقیقه‌ی راحت به سیم تلگراف انزلی به تهران نگذاشته بود.

جهت صوتی فارسی شکر است اثر محمد علی جمالزاده بر روی لینک زیر کلیک بفرمائید

دانلود کتاب صوتی دانلود کتاب فارسی شکر است از محمد جمالزاده | Download

دانلود کتاب رایگان گویا محمد علی جمالزاده سایت داستان جمالزاده الکترونیکی فارسی شکر است نوشته سید محمد علی جمالزاده آریا دانلود رایگان گویا فارسی برای مجانی نوشته های محمد علی جمالزاده دانلود گویا فارسی در کتابخانه الکترونیکی


کلمات کلیدی :

منبع : کتابخانه آریا