تبلیغات
downloader3116

باسیلوس آنتراسیس

polysaccharides from glucose and production of acid from carbohydrates,

and mutant strains lacking in one or more of these attributes

have been shown to be less cariogenic in experimental animals

(reviewed by Kuramitsu, 2003). The frequent consumption of sugar is

proposed to shift the plaque population in favour of aciduric species

able to grow and survive in low pH conditions, which in turn results in

greater plaque acidification and, consequently, greater enamel dissolution

(Marsh, 2003). However, oral species other than mutans group

streptococci are thought to contribute to the disease process.

The main approaches to caries prevention include the control of

dietary carbohydrates, particularly by reducing the frequency of sugar

intakes, the use of fluorides (both topically and systemically), maintenance

of good oral hygiene and plaque control, application of fissure

sealants and regular dental check-ups. With a better understanding of

mucosal immunity and using new technologies available in molecular

biology, researchers have developed novel caries preventative

measures. These include local passive and active immunization,

replacement therapy (the use of engineered noncariogenic S. mutans

strains to replace cariogenic species within dental plaque) and the use

of anti-adhesive peptides (Kelly et al., 1999; Hillman, 2002; Koga

et al., 2002). Despite growing evidence from laboratory animal and

human clinical studies of the ability of these approaches to control

S. mutans numbers, their potential as anti-caries treatments has yet to

be fully realized.

LABORATORY DIAGNOSIS

Specimens and Growth Media

Non-â-haemolytic streptococci are isolated from a wide range of

clinical specimens such as blood, pus, wounds, skin swabs and biopsies

as well as from dental plaque, saliva and other oral sites. Obtaining

pus from an oral abscess is best done by direct aspiration using a

hypodermic syringe rather than by swabbing, to reduce the risk of

contaminating the sample with the oral flora, although in some

instances (e.g. with infants), swab samples may be the only option

available, unless the patient is undergoing a general anaesthesia.

When sampling oral sites for ecological studies, it is necessary to

ensure that the area sampled is small enough to be representative of

a discrete site to avoid the risk of obscuring the differences between

sites by sampling

Where the laboratory processing of a specimen may be delayed, the

clinical sample is best held in a suitable reduced transport fluid such

as the one described by Hardie and Whiley (1992).

The non-â-haemolytic streptococci are fastidious organisms, with a

need for a carbohydrate source, amino acids, peptides and proteins, fatty

acids, vitamins, purines and pyrimidines. These bacteria therefore need

complex growth media commonly containing meat extract, peptone and

blood or serum. Non-â-haemolytic streptococci are best isolated from

clinical samples on a combination of nonselective and selective agar

media. Nonselective examples include blood agar 2 (Oxoid, Hampshire,

UK), Columbia agar (Gibco BRL, Life Technologies, Paisley, UK),

fastidious anaerobic agar (Laboratory M, Amersham, UK) and brain–

heart infusion agar (Oxoid) supplemented with 5% defibrinated horse or

sheep blood. Several selective media are available for the non-â-haemolytic

streptococci. The two most commonly used agars are trypticase–yeast–

cystine (TYC) and mitis–salivarius (MS) agars that contain 5% sucrose

to promote the production of extracellular polysaccharides, resulting in

the production of characteristic colonial morphologies as an aid to identification.

TYC is available commercially from Laboratory M; MS agar

is available from Oxoid and from Difco (Detroit, MI, USA). Other

selective media commonly used for the isolation of mutans streptococci

are based on TYC or MS agars and have the addition of bacitracin

(0.1–0.2 U/ml) and an increased amount of sucrose (20%). Nalidixic

acid–sulphamethazine (NAS) agar is a selective medium for the anginosus

group streptococci and uses 40 g/l of sensitivity agar supplemented with

30 ìg/ml of nalidixic acid, 1 mg/ml of sulphamethazine (4-amino-N-

جدا سازی نمونه های ارائه داده شده باسیلوس آنتراسیس به واسطه ی عمر ساختار محصول جانوری و نمونه ی محیطی جدا می شوند.نمونه خواستار تولید هرچه بیشتر اسپور است واز این طریق می تواند خود را انتخاب کند.(این عمل را در پایین  ببینید)در اینجا اثر غنی سازی در نمونه های پیر جانوری دیده نمی شود:بهترین جدا سازی با لیزوزیم پلیمیکس با EDTA-استات تالیوم(PLET)اگار صورت می گیردKnhsly1966)تقسیم(250ml)غتظت به 1:10 و 1:100تهیه ی غلظت های سوسپانسیونی نمونه و گسترش انها در سطح پلیت ها  که بعد از 36-40 ساعت در دمای 37 درجه ی سانتیگراد انکوبه شده بازخوانی ان روشی عملی است. کلنی های باسیلوس آنتراسیس کوچک اندو صاف اگر در قسمت مرکزی آگار اضافه کنیمهم خوردن اعتدال در باسیلوس کرویس میشود.در تهیه ی پلیت های پزشکی به مرکز آ« آگار تزریق میکنیم.( یا از محیط های بر پایه ی آگار به محیط براس القا میکنیم)این تولید بر اساس راهنمای سازنده ها است.

(0.3gr/l)EDTA و استات تالیوم(0.04gr/l) بعد از اتو کلاو اضافه شده اند.

(نکته:استات تالیوم سمی است:از ارتباط آن با پوست و همچنین استنشاق آن با استفاده از پوشش و دستکش استفاده میکنیم و از جرم های جدا شده از ظرف به صورت بخار جلو گیری میکنیم)بعد از اتو کلاو در دمای 121 درجهو زمان 15 دقیقه آگار تا 50 درجه سرد شده و پلی میکس می شود با لیزوزیم00000unit/l  3 برای تهیه ی محلول سترون از فیلتر به آن اضافه می شود.این موضوع مهمی است که آگاری که بعد از زمان طولانی و مطمئن که به 50 درجه رسیده است به صورت یکنواخت با لیزوزیم مخلوط شود.بعد از چرخاندن و یکنواخت ساختن محلول آن را در پلیت میریزیم.برای مشاهده ی کپسول در کلنی های خشن دایره ای سفید خامه ای با قطر1-3 میلیمتر که در فاز گاما و قابلیت سریع یا تاخیری در خون از حرارت استفاده میشود.یا توسط آنتی بادی های فلورسنتی کپسئل را تمایز میدهیم.روش پایه ای PCR به طور پیشرفته در تعیین هویت در جدا سازی ها استفاده میشود(زیرواحد های باسیلوس آنتراسیس تحت یب دیده میشود)

در همه ی انسان ها منبع عفونت میتواند سیاه  زخم باشد(مردار-چرم-مو-پوست-استخوان-تخم)باید در مورد انتقال مرض به خود محقق پیگیری هایی وجود داشته باشد.سواپ ها برای جمع آوری نمونه های سیال ویزیکولی مناسب اند.

موا برای کشت دادن باید کافی باشد و یک گسترش از نمونه ی کپسول دار ویزیکولی تهیه میشود.فقط زمانی به سیاه زخم روده ای مشکوک میشویم که کلنی های مربوط را به مقدار کافی جمع کرده باشیم.اما ممکن است موفق نباشیم.اگر مریض به شدت ناخوش نیست باید نمونه ی مفوعی از آنجمع آوری شود اما جدا سازی باسیتوس انتراسیس ممکن است موفقیت امیز نباشد.اگر مریض به شدت ناخوش است باید کشت میکروبی از خون هم صورت بگیرد.اگر چه بعد از درمان ممکن است که جدا سازی از خون موفقیت امیز نباشد و نتیجه ی چنین درمانی را نباید در از مایشگاه انتظار داشت.گسترش خونی میتواند باسیلوس های کپسول دار را آشکار کند و درمان اغاز شود.

پس از مرگ باید به پیشینه ی بیمار مظنون بود.مگر این که مریض به شدت بیمار باشد به سرعت نمونه ای شبیه به نمونه های بی اثر را جمع اوری کردهو فرد را به سادگی درمان میکنیم.(قبل از ده روز که دیپلوکوک ها دیده شوند)باید برای تایید بیماری و تشخیص آ« دست به کار شد.

اما نتیجه باید تا حدی با درمان های انتی بیوتیکی بدست آید.نگرش ابطلا به آنتراکس روده ای باید مرگ باشد.

گونه های دیگر

همه ی جداسازی های صورت گرفته تا امروزاز نمونه های در حال رشد بوده و اغلب اسپوری که بر طبق روال ازمایشگاهی در دمای 37 درجه صورت گرفته است.این نظرات برجلاف بسیاری از اهمیتهای کلینیکی است اما بیشتر سخت گیر ها و ایجاد خطا خواست فظای مخصوص متعادل یا شرایط رشد است.برای جدا سازی نمونه های کلینیکی غنی سازی روندی عمومی و غیر مناسب است.اما زمانی که جستجوی چهار چوبه ای باسیلوس کریوس بعد از 3 روز صورت بگیرد مسمومیت غذایی حادث شده است.مواد غذایی پلی میکس شده با آبگوشت (100000u/l) می تواند در عمل حرارت دادن به نمونه اضافه شود.چندین رسانه دارای طرح شناسایی و شمارش باسیلوس کریوس و خیلی از اعمال تجاری مربوط به آن اند.آنان از تخم موجودات فعل و انفعالات مثبت را استخراج می کنند.

باسیلوس  sppو جنس های وابسته

منفی بودن حالت اسیدی مانیتول:پیروات و دارو ها میتوانند خاسیت انتخابی داشته باشند.سه قاعده ی رضایت بخش عبارت اند از:meyp(مانیتول و زرده ی تخم مرغ،اگار پلی میکس)pmba(پلی میکس بتا و زرده ی تخم مرغ،مانیتول و آگار برم تیمول)bcm(باسیلوس کرویس معتدل)

(vannettnand  Kramer 1992)

اینها روی باسیلوس های دیگر خاسیت انتخابی ندارند.اما اسپور را میتوان با عملیات حرارتی از نمونه جدا یا انتخاب کرد. چنان که در زیر شرح داده شده است:سلولهای گیاهی اسپوری یا غیر اسپوری با حرارت از بین می رونداما مقاومت حرارتی در اسپور نخواهد گزاشت که از بین برود پس جدا می شود هما ممکن است متعاقب شوک حرارتی منجر به جوانه زدن شود.کشت های دیگر از نمونه های اسپوری که بدون حرارت دادن کشت داده شده اند میتوانند به حرارت خیلی حساس باشند یا این که بی تفاوت باشند.حرارت دادن یک نمونه ی تازه  ی کلینیکی عمل نا مناسبی است در این صورت اسپور ها یا خیلی کم اند و یا اصلا وجود ندارند.